
مقدمه
«نقشه راه جامع و ترکیبی» ( که از این پس نقشۀ راه نامیده میشود) در چارچوب سلسله همایشهای افغانستان کمبریج (CAS) که یک گردهمایی سالانه در دانشگاه کمبریج است، توسط یک گروه کاری مرکب از نمایندگان جامعه مدنی، گروههای سیاسی، کارشناسان و دانشگاهیان ترتیب یافته است. بنیاد جهانی موزاییک تسهیلکننده برگزاری هر دو مجموعه CAS و این گروه کاری است. این متن در واقع تلفیقی است از بیست نقشه راه و پیشنهاد که توسط گروههای سیاسی و جامعه مدنی – از جمله چندین گروه داخلی در افغانستان – برای آینده این کشور ارائه شدهاند.[1] این تلفیق، حاصل همگرایی این ابتکارات است که حدود ۹۰ درصد در مفاهیم کلیدی همپوشانی دارند و از این رو، این سند به عنوان یک «اقدام توافقی بر پایه همپوشانی» شناخته میشود.[2] مسائل اصلی مورد اختلاف به چند موضوع ملی کلیدی محدود شده است. گفتوگوی صریح و بیپردهای در مورد این محورها میان ذینفعان گوناگون در CAS-IV-2025 آغاز شد و قرار است در CAS-V-2026 و پس از آن نیز ادامه یابد.
نقشۀ راه بر سه ارزشِ کلیدی استوار است:
الف. مردم افغانستان به حکومتی نیاز دارند که برآمده از ارادۀ آزاد خود آنان باشد، نه محصول قدرتگیری فرد یا گروهِ خودخوانده که دین را به ابزار سلطه سیاسی بدل کرده است.
ب. احترام به حقوق بشر.
ج. برابری، از جمله برابری جنسیتی.
این سند متنِ پویا و در حال تکوین بوده و پذیرای پیشنهادهای تکمیلی است، به شرط آنکه با سه ارزش بنیادین سازگار بوده و ایدۀ «تحول پارادایمی در حکمرانی» را بپذیرند؛ تحولی بنیادینی که ریشههای تاریخی منازعه را نشانه گرفته، چرخههای مکرر خشونت و فقر را گسسته و همزمان منطق حکمرانی عادلانه، فراگیر و توسعهمحور را تقویت کند.
افغانستان در چنگال طالبان گرفتار است که برداشت تمامیتخواهانهاش از شریعت، انحصار قدرت را به دنبال داشته و دین، قومیت و جنسیت را برای مقاصد سیاسی ابزار کرده است. همزمان، طالبان چارچوبهای نگهدارنده انسجام جامعه را از بین برده است. تجربه افغانستان نشان میدهد که حکمرانی تمامیتخواه نه تنها قادر به حل بحرانها نیست، بلکه خود به عاملی ساختاری در تشدید آنها تبدیل میشود. هدف از «نقشه راه جامع و ترکیبی»، ایجاد یک چارچوب برای جلوگیری از تکرار درگیریهای ناشی از شکست دولت، از طریق پیشنهاد مکانیزمی عادلانه برای ایجاد یک دولت مشروع مبتنی بر قانون اساسی است که تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی افغانستان را بازتاب دهد.
چشمانداز نقشه راه
گذار به سوی جامعۀ عادلانه از رهگذرِ یک فرایند سهلایهای تحقق مییابد: گفتوگوی ملی، گفتوگوهای منطقهای برای صلح، و شکلگیری اجماع بینالمللی. این فرایند زمینه را برای تحقق آزادیهای بنیادین، مشارکت برابر زنان، رعایت حقوق بشر، توسعۀ پایدار و دسترسی برابر به آموزش فراهم میآورد.
برای تسهیل این گذار، پیشنهاد شده است که نیروهای مقاومت، احزاب و جریانهای سیاسی، نهادهای جامعۀ مدنی و حقوق بشری، شبکههای مدافع حقوق زنان، کنشگران دانشگاهی و فرهنگی، و علمای دینی در چارچوبِ منسجم و هدفمند تحت عنوانِ "چارچوب همگرایی سیاسی" گرد هم آیند.
چشمانداز این نقشهراه بر هفت ستون استوار است:
۱. اعتدال و نظم
۲. کثرتگرایی
۳. گفتوگوی آیندهمحور
۴. توازن قدرت
۵. اصلاح نهادی
۶. قرارداد اجتماعی نوین
۷. کنش و تعامل ملی، منطقهای و جهانی
این نقشهراه، مبارزۀ زنان افغانستان برای آزادی، عدالت و حقوق بشر را در کنار دفاع مشروع جریانهای مقاومت در برابر طالبان به رسمیت میشناسد. هرگونه تعامل یا امتیازدهی به گروههای تروریستی را تهدیدِ مستقیم علیه صلح، امنیت و توسعه کشور تلقی میکند و بر ضرورت حذف این گروهها از ساختار قدرت در افغانستان تأکید دارد. هدف این طرح، ایجاد همبستگی میان تمامی نیروها و جنبشهایی است که در راستای رهایی کشور از شرِ تروریسم و تحقق عدالت، امنیت و آزادی برای شهروندان آن فعالیت میکنند.
بخش نخست: اصول بنیادین و ارزشهای کلیدی
اصول بنیادین
- کرامت انسانی و حقوق بنیادین
- حاکمیت قانون و پاسخگویی نظام حکمرانی
- عدالت اجتماعی و ساختاری
- امنیت انسانی و صلح پایدار
- دموکراسی و مشارکت مدنی
- حاکمیت فراگیر و انسجام اجتماعی
- استقلال و بیطرفی قوۀ قضائیه
- پارلمان و تفکیک قوا
- گذار دموکراتیک به سوی حکومتی فراگیرِ ساختارشمول
ارزشهای کلیدی
آزادی اندیشه، وجدان، بیان و سبک زندگی
- برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان
- صلح فراگیر، همزیستی عادلانه و توسعۀ انسانی
- تنوع فرهنگی، قومی، زبانی و دینی و تعامل میانفرهنگی
- ترویج فرهنگ نقد تاریخی و آموختن از گذشته
- تقویت مشارکت شهروندی و مسئولیت مدنی
- شفافیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری دولت
- اقتصاد بازار مبتنی بر مسئولیت اجتماعی و عدالت، در مسیرِ توسعۀ پایدار
- حفاظت از محیط زیست، بهویژه پیشگیری از استخراج بیرویه و شتابزدۀ معادن کشور.
- بازسازی نظام آموزشی افغانستان با محوریت ارزشهای "فراگیری" و "تکثرگرایی" برای پرورش نسلِ مدرن؛ به عنوان پاسخ فوری به گزارشهای مربوط به ایجاد ۲۳,۰۰۰ مدرسۀ مذهبی توسط طالبان.
- توسعۀ سیاست خارجی مستقل و متوازن مبتنی بر اخلاق و حقوق بینالملل
- اعتماد و همکاری آیندهمحور
بخش دوم: راهبرد تغییر
- بایستگیِ راهبردی: چارچوبی برای تغییرِ مشروع
گذار افغانستان از سلطۀ طالبان نیازمندِ راهبردِ فراتر از مقابلۀ صِرف است؛ راهبردی که به گونۀ فعال بر ساختن بدیل مشروع تمرکز داشته باشد. این راهبرد بر تحلیل نقاط ضعف ساختاری رژیم استوار است و مقاومت درونی را بهصورت همزمان و هماهنگ با فشارهای بیرونی پیوند میزند.
- منطق تغییر: از شکنندگی تمامیتخواهانه تا مقاومت چندسویه
رژیم طالبان، علیرغم اتکای ظاهری بر زور، از ضعف ساختاری عمیق رنج میبرد. ناکارآمدی مدیریتی، فساد سیستماتیک، رقابتهای الیگارشیک و پیوستگی با شبکههای تروریستی فراملی، از ویژگیهای بارز آن است. این جریان، به عنوان یک دستگاه تمامیتخواه و جداافتاده از جامعه، قادر به تضمین ثبات بلندمدت یا انسجام اجتماعی نیست و فقدان مشروعیت، آن را آسیبپذیر میسازد.
کانون اصلی منطق راهبردی تغییر بر این اصل استوار است که همزمان ضعفهای ساختاری تقویت شده و ساختار یک بدیل مشروع طراحی و مهندسی شود. تغییر، محصول یک اقدام تکبُعدی نخواهد بود، بلکه نتیجۀ فشار مستمر و چندلایهای است که کنترل و اعتبار رژیم را تضعیف کرده و زمینه را برای شکلگیری یک جایگزین سیاسی منسجم و فراگیر فراهم میکند. موفقیت این فرایند، وابسته به تغییرِ فرهنگ سیاسی داخلی افغانستان و همزمان بازسازی جایگاه آن در سطح منطقهای و بینالمللی است.
- ستونهای راهبردی: رویکرد همگرایانه
موفقیت بر چهار اقدام بههمپیوسته استوار است:
همگرایی - شکل دادن به یک بدیل سیاسی همگرا
ناهمگونی نیروهای ضد طالبان، آنان را ضعیف میسازد. اولویت فوری، ایجاد یک چارچوب همگرایی سیاسی فراگیر است. این چارچوب باید گروههای مقاومت مسلح، احزاب سیاسی، جامعۀ مدنی، جنبشهای زنان، علمای دینی، جوانان و نمایندگان دیاسپورا را حول یک چارچوبِ هماهنگ و مشترک بر اساس حقوق بشر، برابری جنسیتی و حق تعیین سرنوشت بواسطۀ خودِ مردم گرد هم آورد. این چارچوب باید به نیروی سیاسی مشروع و شناختهشده برای تغییر تبدیل شود، که هم در سطح ملی و نیز در عرصۀ بینالمللی مورد شناسایی قرار گیرد.
فشار از درون - تقویت مقاومت داخلی
بزرگترین نگرانی طالبان، جامعۀ مدنی فعال و سازمانیافته است. بنابراین لازم است حمایت از شبکههای زیرزمینی، جنبشهای جوانان، مدافعان حقوق زنان، علمای دینی و اتحادیههای صنفی در داخل افغانستان افزایش یابد. این حمایت شامل ثبت و مستندسازی نقض حقوق بشر، تسهیل نافرمانی مدنی، و حفاظت از سرمایه اجتماعی میشود. مقاومت داخلی، اعتبار اجتماعی ضروری و غیرقابل جایگزین را برای بدیل سیاسی خارجی فراهم میآورد.
فشار از بیرون - اعمال فشار هماهنگ خارجی
فشار داخلی باید با اقدامات پیوسته و هماهنگ خارجی تقویت شود. این امر نیازمند کارزار هماهنگ با استفاده از تمامی ابزارهای قانونی، دیپلماتیک و اقتصادی است تا رهبران طالبان تحریم شده، در برابر "آپارتاید جنسیتی" و جنایات علیه بشریت پاسخگو شوند و رژیم بهصورت دیپلماتیک منزوی گردد. هدف این تکاپو آن است تا هزینۀ ادامۀ حکومت تمامیتخواه برای طالبان غیرقابل تحمل گردد.
مسیر دیپلماتیک - ایجاد اجماع منطقهای و جهانی
در کنار فشار، دیپلماسی فعال مسیر قابل اتکایی برای گذار ایجاد خواهد کرد که با توافق کشورهای کلیدی منطقه بر ضرورت تشکیل دولت فراگیر آغاز میشود و این توافق از طریق گفتوگوهای منطقهای برای صلح شکل میگیرد. این درک منطقهای سپس به سازمان ملل متحد منتقل میشود تا کنفرانس بینالمللی برگزار گردد، که مأموریت آن نه مذاکره با طالبان بر اساس شروط آنان، بلکه تأیید و تأمین منابع برای برنامۀ معتبر گذار متعلق به افغانستان به رهبری چارچوب همگرایی سیاسی است.
- هم ترازی - اعتدال، عدالت و آینده
پایههای این اصول، از روایت نیرومند و مشترکی حکایت می کند که از یک طرف طالبان را به چالش می کشد و از سوی دیگر بدیل سیاسی آن را مشروعیت میبخشد. این گفتمانِ اعتدال موارد زیر را در بر می گیرد:
- خنثیسازی روایت طالبان: ترویج صداهای دانشمندان اسلامی پیشرو و علمای دینی سنتی برای به چالش کشیدن تفسیرهای دگماتیک و سیاست زدۀ طالبان.
- تمرکز بر عدالت: ثبت سیستماتیک جنایات رژیم طالبان بهعنوان ابزاری برای پاسخگویی و انگیزهای برای اقدام.
- ارائه آیندهای قابل اعتماد: تبیین چشماندازِ روشن از افغانستانِ کثرت گرا که امنیت انسانی و کرامت همه شهروندان را تضمین کند.
این چارچوب راهبردی "چیستی" و "چرایی" این گذار را تعیین میکند. بخش بعدی "چگونگی" آن را، با ترسیم طراحی عملیاتی محرک اصلی آن یعنی چارچوب همگرایی سیاسی، شرح میدهد.
بخش سوم: چارچوب همگرایی سیاسی
در حالی که ستونهای راهبردی مسیر را تعیین میکنند، چارچوب همگرایی سیاسی سازوکار مرکزی برای اجرای آن است. این چارچوب نه صرفاً به عنوان بستری برای گفتوگو، بلکه به عنوان هستۀ پیشران طراحی شده است تا رویهای عادلانه را برای پیریزی دولت مشروعِ آینده تدوین نموده و مسئولیت هماهنگیهای فوری و برنامهریزی بلندمدتِ گذار را بر عهده گیرد.
- ترکیب و مأموریت بنیانگذاری
برای تجسم آیندۀ افغانستان کثرتگرا که "چارچوب همگرایی سیاسی" آن را ترویج می کند، ترکیب اعضای آن باید فراگیر، نمایندهمحور و مبتنی بر اصول باشد. ترکیب اعضا به شرح زیر است:
- نمایندگان تمامی جریانها و پلاتفرم های سیاسی عمدهی مقاومت ضد طالبان.
- رهبران نهادهای جامعه مدنی، گروههای مدافع حقوق بشر و جنبشهای حقوق زنان.
- شخصیتهای مستقل سیاسی، علمای دینی و رهبران مجموعه های قومی.
- نمایندگان اصناف، شبکههای جوانان و رسانهها.
- نمایندگان افغانستانیهای مقیم خارج و دیاسپورا در منطقه و غرب.
پذیرش در چارچوب همگرایی سیاسی منوط به پایبندی علنی به سه اصل تغییرناپذیر (غیرقابل مذاکره) است: حق تعیین سرنوشت، احترام به حقوق بشر و برابری، بهویژه برابری جنسیتی.
- اقدامات فوری و اساسی
مرحلۀ نخستِ چارچوب همگرایی سیاسی (۶ تا ۱۲ ماه) باید بر دستاوردهای ملموس و اعتمادآفرین متمرکز باشد تا بیانگرِ جدیت و انسجام آن باشد:
الف. تصویب منشور بنیانگذاری: تدوین و تصویب منشورِ الزامآور که ساختار سازمانی "چارچوب همگرایی سیاسی"، شیوهنامههای تصمیمگیری و پایبندی آن به ستونهای راهبردی را تبیین کند.
ب. تشکیل دبیرخانۀ مشترک: ایجاد یک نهاد اداری بهینه و کارآمد جهت هماهنگی امور ارتباطات، لجستیک و رویههای دیپلماتیک.
ج. تدوین پیشنویس نقشه راه گذار: تولیدِ (تهیه) جزئیات اصول قانون اساسی، ساختار مجلس مؤسسان و چارچوب عدالت انتقالی که مبنای مذاکرات آتی و تعاملات بینالمللی قرار خواهد گرفت.
د. راه اندازی اقدامات هماهنگ: اجرای همزمانِ چهار ستون راهبردی:
- همگرایی – هماهنگسازی پیامرسانی عمومی تمام گروههای عضو.
- فشار از درون – ایجاد کانال امن برای حمایت و تقویت مقاومت داخلی، از جمله مقاومت مدنی.
- فشار از بیرون و مسیر دیپلماتیک - تفویض صلاحیت به یک تیم دیپلماتیک متخصص جهت معرفی رسمی "چارچوب همگرایی سیاسی" و نقشه راه آن به پایتختهای کلیدی کشورهای منطقه و سازمان ملل متحد، با هدف کسب رسمیت به عنوان "بدیل مشروع" برای آینده افغانستان.
- مراحل بعدی و مسیرِ منتهی به گذار
پس از تحکیم انسجام داخلی و رأیزنیهای دیپلماتیک اولیه، «چارچوب همگرایی سیاسی» مراحل عملیاتی بعدی را فعال خواهد کرد:
مرحله ۱ – کسب مأموریت بینالمللی: لابیگری برای تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که برگزاری یک کنفرانس بینالمللی دربارۀ افغانستان را با حضور "چارچوب همگرایی سیاسی" به عنوان نماینده اصلی کشور، تأیید کند.
مرحله ۲ – گفتگوهای منطقهای برای صلح: همزمان با مسیر سازمان ملل، انجام گفتگوهای منطقهای برای رسیدگی به اختلافات جیوپلیتیکی پیرامون افغانستان و جلب حمایتهای لازم برای کنفرانس گذار و نیز فرآیند گستردهتر گذار.
مرحله ۳ – برگزاری کنفرانس گذار: رهبری هیئت اعزامی در کنفرانس بینالمللی بزرگ با هدف کسب تأیید برای نقشه راه "چارچوب همگرایی سیاسی" و تشکیل کمیتۀ مقدماتی برای مجلس مؤسسان.
مرحله ۴ – مدیریت گذار: نظارت بر انتخاب فراگیر مجلس مؤسسان و تشکیل دولت انتقالی شایستهسالار از طریق کمیتۀ مقدماتی و مطابق با نقشه راه.
هدف: مقصود نهایی "چارچوب همگرایی سیاسی" ایجاد فرآیندِ برگشتناپذیر است که طالبان را به حاشیه رانده و موقعیت "چارچوب همگرایی سیاسی " را بهعنوان نمایندۀ شناختهشدۀ افغانستان در سطح بینالمللی تثبیت نماید.
بخش چهارم: گذار سیاسی: به سوی یک نظام سیاسی مشروع
- آغاز اجرای نقشه راه برای یک افغانستانِ کثرتگرا
بحرانهای افغانستان نیازمند راهحلِ مبتنی بر اجماع نیروها و جنبشهایی است که برای یک "افغانستان آزاد" مبارزه میکنند. از طریق این اجماع، تفاهم منطقهای حاصل شده و حمایت جامع بینالمللی تضمین خواهد شد. نقشهراه پیشنهاد میکند که با اجرای این تدابیر، دبیرخانۀ "چارچوب همگرایی سیاسی" کنفرانس بینالمللی را به عنوان بستری برای تأیید و پشتیبانی، با حضور بازیگران ملی، منطقهای و بینالمللی برگزار نماید. هدف این نشست، تأیید و آغاز اجرای یک "برنامه عملیاتی" برای ایجاد افغانستانی مشروع، صلحآمیز و کثرتگرا است.
این کنفرانس بر شکلدهی و تأسیس دو نهاد بنیادین مورد نیاز برای گذار سیاسی تمرکز خواهد داشت:
- کمیتۀ مقدماتی برای مجلس مؤسسان: وظیفۀ این کمیته، طراحی، سازماندهی و نهاییسازی مکانیزمهای انتخاباتی و ترکیب مجلس مؤسسان است و از این طریق، شالودهای مبتنی بر نظام نمایندگی برای شکلدهی به ساختار حاکمیت آینده کشور پایهگذاری میکند.
- چارچوب حکمرانی انتقالی: این چارچوب، مرجع اجرایی اولیهای را تعیین میکند که مسئول هدایت گذار سیاسی، حفظ ثبات و اجرای توافقات بنیادین کنفرانس تا زمان تشکیل دولت دائمی مبتنی بر قانون اساسی خواهد بود.
- تشکیل مجلس مؤسسان
مجلس مؤسسان، به عنوان ستون قانونی و نهادی گذار، برای ساماندهی و مشروعیتبخشی به این فرآیند، امرِ ضروری است. این نهاد بر این اصل استوار است که سلامت و منصفانه بودن فرآیند، پیششرط دستیابی به نتایج پایدار و عادلانه محسوب میشوند. از این رو، دو مأموریت کلیدی را دنبال میکند: تضمین انصاف در فرآیند گذار و فراهم کردن مبنای قانونی برای اصلاحات اجتماعی و سیاسی، از جمله "توافق سیاسی" که در نوع خود در تاریخ کشور بیسابقه است.
مجلس مؤسسان به عنوان نهاد صاحبصلاحیت در طول دوره گذار، دارای اختیارات بنیادین و نظارتی زیر خواهد بود:
- طرح پیشنویس قانون اساسی جدید: تشکیل کمیسیون تخصصی به منظور تهیه و ارائه پیشنویس قانون اساسی به عنوان سند بنیادین نظام سیاسی آینده.
- هدایت و نظارت بر سیاستگذاری انتقالی: تعیین جهتگیریهای کلی و اِعمال نظارت قانونی بر تصمیمات و سیاستها در طول دورۀ گذار، به منظور تضمین انسجام و مشروعیت آنها.
- ساختارسازی نهادی: سازماندهی فرآیند تأسیس و تثبیت نهادهای دموکراتیک و ایجاد ساختارهای حکمرانی پایدار و کارآمد.
- فراهم کردن چارچوب قانونی برای گذار: تدوین قواعد قانونی لازم برای مدیریت دوره گذار و تضمین انتقال منظم و مشروع قدرت به دولت موقت.
- تشکیل دولت انتقالی
دولت انتقالی بر اساس مصوبات گفتوگوهای ملی، تفاهمهای منطقهای و با تأیید کنفرانس بینالمللی تشکیل میشود. مأموریت اصلی این دولت، اداره امور اجرایی کشور در دورۀ گذار و فراهمسازی زمینه برای تشکیل دولتِ مشروع، توسعهمحور و برآمده از انتخابات دموکراتیک است.
اختیارات و وظایف اصلی دولت انتقالی عبارتاند از:
- مدیریت دورۀ گذار: هدایت و هماهنگی فعالیتهای نهادی و تضمین ثبات اجرایی کشور در سراسر دورۀ گذار.
- تأمین نظم و امنیت: ایجاد و حفظ امنیت ملی، مقابله با تهدیدها و انحلال گروههای مسلح غیرمسئول به منظور تضمین حاکمیت قانون و آرامش عمومی.
- بازگشت مهاجران و تبعیدیان: فراهمسازی شرایط امن و داوطلبانه برای بازگشت شهروندان به کشور.
- ایجاد زیرساختهای حقوقی و نهادی: تدوین چارچوبهای حقوقی و ایجاد ساختارهای لازم برای کارکرد دولتِ کثرتگرا، دموکراتیک و پاسخگو، از جمله نهادهای اجرایی، قضایی و نظارتی.
- آمادهسازی انتخابات: طراحی و تضمین برگزاری انتخابات شفاف، آزاد، عادلانه و فراگیر برای انتقال مشروع قدرت به دولتی که برآمده از اراده مردم باشد.
- مراحل پیشنهادی
آغاز گفتوگوهای ملی با اهداف زیر:
- تبیین چشمانداز مشترک: تدوین راهبرد خروج از بحران و ارائۀ ساختار جایگزین جامع.
- جلب حمایت منطقهای و بینالمللی: تأمین پشتیبانی منطقهای و جهانی برای اجرای نقشه راه.
- آغاز اجرای نقشه راه: شروع عملی اجرای نقشۀ راه از طریق شکلدهی به اجماع ملی، هماهنگ با اهداف امنیتی و توسعهای منطقهای و با حمایت جامعه بینالمللی از طریق سازمان ملل متحد.
- تشکیل مجلس مؤسسان.
- ایجاد چارچوب حکمرانی انتقالی.
5 . اقدامات کلیدی
برگزاری انتخابات عمومی آزاد، عادلانه و شفاف.
- ایجاد نهادهای انتخابی و تضمین تفکیک و توازن قوا در ساختار حکومتی.
- تشکیل دستگاه قضایی مستقل و دادگاه عالی قانون اساسی.
- طراحی ساختار حکمرانی فراگیر، کثرتگرا و پاسخگو، همسو با اهداف توسعۀ پایدار.
- بازنگری در سیاستهای اقتصادی با اولویت بهبود کیفیت زندگی، عدالت توزیعی و کاهش نابرابری.
- بازسازی و ارتقای جایگاه بینالمللی افغانستان و گسترش روابط دیپلماتیک آن.
- ترویج فرهنگ ثبات، کثرتگرایی، همزیستی مسالمتآمیز و مسئولیتپذیری مدنی.
- اِعمال محدودیت زمانی برای تصدی مناصب عالی اجرایی در دولت انتقالی.
[1] برای مطالعه جزئیات این بیست نقشه راه و پیشنهاد، لطفاً به «گزارش تحلیلی نقشه راه ترکیبی» در وبسایت بنیاد جهانی موزاییک که به زودی منتشر خواهد شد، مراجعه کنید:https://mosaicfoundation.global/
[2] فرایند تلفیق نقشه راه و تشکیل گروه کاری ریشه در گفتوگوی سلسله همایشهای افغانستان کمبریج دارد، که در آن شش جریان اصلی دیدگاه های خود برای آینده افغانستان را ارائه کردند. این گفتوگو نقاط مشترک قابلتوجهی را آشکار کرد و موزاییک را بر آن داشت تا ارزیابی مستقلی از این پیشنهادها ترتیب دهد. برای مطالعه ارزیابی کامل، مراجعه کنید به:
David Loyn, “The potential ‘roadmaps’ for return to constitutional government in Afghanistan”, Mosaic Global Foundation, 25 February 2025, available at https://mosaicfoundation.global/90/the-potential-roadmaps-for-return-to-constitutional-government-in-afghanistan
Download the full Comprehensive Composite Roadmap (CCR) here:
